آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

37

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

مسأله‌اى كه مورد بحث نيز قرار گرفته است ، موضوع چند همسرى است - اكبر خيلى بيشتر از چهار زنى كه شريعت اسلام اجازه داده است ( موضوعى كه در مورد جانشينانش نيز صدق مىكند ) همسر داشت ؛ توافق بر اين شده بود كه بقيه زنها را به شكل متعه « 1 » ، « زناشويى براى مدت معين » ، به همسرى برگزيند ( كه مىتواند براى مدت محدود و معين تا حداكثر 99 سال در صيغه‌نامه تعيين شود ) . مباحثات در عبادت خانه به گسترش ديدگاه‌هاى مذهبى اكبر كمك كردند ، مانند حادثه‌اى كه در 22 آوريل 1578 هنگام شكار براى وى رخ داد . زمانى كه او در برابر حيوانات كشته شدهء زيادى قرار گرفت از خود بىخود شد و از آن پس ادامهء كشتار را ممنوع كرد - عده‌اى از محققان خواسته‌اند كه اين را به عنوان حملهء صرع قلمداد كنند ، ولى اين مطمئنا يك حالت جذبه « 2 » بود كه براى عارفان عادى است . فرمانروا در پى آن ، رسم و رسوم و سننى را از جوكىها و صوفيان برگرفت . سرش را از ته تراشيد و به گياهخوارى روى آورد و تمايلات او براى تلفيق و تأليف عقايد مختلف با يكديگر علنىتر شد . تلاش او براى موعظه‌اى در روز جمعه ، به هر حال قرين موفقيت نبود . سرانجام در سال 1579 كار به محضر « 3 » نويسى معروف كشيد ، حكمى كه اشتباها به عنوان فرمان مصونيت از خطا تلقى شده است . محضر كه دست خط شيخ مبارك را داشت حق اجتهاد « 4 » را به فرمانروا « پناهگاه انسانها ، امير مؤمنان » اعطا مىكرد ، يعنى حق تحقيق و بررسى آزاد در قانون ( و در مورد او قضاوت آزاد ) ، در مواردى كه حقوق‌دانان و علماى دينى نتوانند با هم به توافق برسند . ( تأثير منفى مباحثات در عبادت خانه محسوس است ! ) البته سلطان عادل « 5 » آراسته به چنين اقتدارى بايد دانش شريعت را نيز داشته باشد ، كه اين مورد دربارهء اكبر صدق نمىكرد . ( 13 ) دو شخصيت بلند مرتبهء مذهبى ، شيخ السلام « 6 » ، عبد النبى « 7 » و مخدوم الملك « 8 » مجبور بودند فرمان را بر خلاف ميلشان ، با هم امضا كنند . دو شخصيت بلند مرتبهء ياد شده كه از مدتها پيش به اكبر خدمت مىكردند ، ظاهرا همه چيز بودند ، جز پارسايانى نمونه . عبد اللّه سلطان پورى ، مخدوم الملك ، قبلا به وسيلهء همايون به كار گمارده شده بود ، سپس به رقيبش شر شاه خدمت كرد و دوباره اكبر او را پذيرفته بود . او و عبد النبى متخصص در هنر

--> ( 1 ) . mut'a . ( 2 ) . Jadhba . ( 3 ) . mahzar . ( 4 ) . Ijtihad . ( 5 ) . Sultan - iadil . ( 6 ) . Shaykhul - islam . ( 7 ) . AbdunNabi . ( 8 ) . makhdumul - mulk .